X
تبلیغات
زولا

سلام  اونایی که به وبلاگم سر میزنین

حالم از اونسری که مینوشتم خداروشکر بهتره فهمیدم که من خیلی ناشکرم وقتی سایه پدر و مادر بالاسرت باشه یعنی #خوشبختی

مشغول درس خوندن برای درسهای جدید دانشگاهم  فکرکنم رشتمو دوست دارم بااینکه سخته ولی همش درگیری های ذهنیمه

توی کلاسمون یه پیرمردس 60 .70 ساله حرف میزنه انگار فامیل دور داره حرف میزنه همش سوال داره استادا هم چواب میدن سر کلاس متون فقه انقدر سوال پرسید استادمون گف شب که میری روضه اون آقایی که براتون صحبت میکنه بگو بیاد پایین ازش بپرس یگه کلاس رف رو هوا

منم تو کلاس تو بحثا شرکت میکنم خیلی خوبه این ترم 17 واحد برداشتم حداکنه ایشالا این ترمم بتونم همرو پاس کنم

دعاکنید یه روزی بتونم یه وکیل خوب شم

بابابزرگم منو نصیحت میکرد میگف اگه یکی حقو میگه ولی پول کمتری میده ولی یکی ناحق میگه و پول بیشتر تو همیشه طرف حقو بگیر اگه یکیم حقو میگفت پول نداشت بده تو کمکش کن بیا من بهت میدم

گفتم حتما که طرف حقو میگیرم ولی انشاالله شیطون گولم نزنه

این شبا فقط دارم برای خواهرزادم دعا میکنم دلم روشنه که امام حسین شفا میده

از بعد عید رفتم گواهی ناممو بگیرم تا الان هنوز دارم میرم خداکنه اینسری شهریو قبول شم خسته شدم دیگه همش ایراد الکی میگیرن

قبل محرم یکی اومد خواستگاری همون اولش گفتن خب اجازه بدین دختر و پسر برن باهم حرف بزنن بابام یهو گف نخیر بزارین ببینیم ما از پسرتون خوشمون میاد منظورش من بودم مرده بودم از خنده جلو خودمو گرفتم اومد درستش کنه گف شما هم از دختر ما خوشتون اومده باشه بدترش کرد از خنده مردم دیگه ( از خداشونم باشه) والا قبل از اینکه بیان مه از دیشبش و صبحش و ظهرش خونرو برق انداختم مامانم گف بگیم هفته ای یه بار خواستگار بیاد تو پاشی کار کنی

قرار شد بعد دهه زنگ بزنن من الان تو فکر تصمیمم شایدم بگم نه آخه اصلا آمادگیشو ندارم

27 مهر تولدمه ولی تو محرمه توقعی ندارم دیگه پیر شدم 20 سالم شده

تو این شبا منو خیلی دعا کنید...

الانم دارم مداحی جواد مقدمو گوش میدم....

دلبستم به پرچم سیات به بزم روضه هات به نیمه نگات

دلبستم به نوکرای تو میون دارای تو به کربلای تو

....

باشه لال میشم از این شیون و شین

من کجا و صحن شاه عالمین

....




تاریخ : یکشنبه 18 مهر 1395 | 13:44 | نویسنده : یاسمین | نظرات (1)
دریافت کد ابزار آنلاین
Pink Sketch 
Heart