دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد و بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :

“اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم”.

دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:

یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه …

و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه و افتاد و گفت:

“نه … خدا نکنه… اصلآ کفش نمی خوام!!!  



تاریخ : چهارشنبه 7 اسفند 1392 | 14:14 | نویسنده : یاسمین | نظرات (10)
دریافت کد ابزار آنلاین
Pink Sketch 
Heart